خوش آن روزي که بينم کربلايت

خوش آن روزي که بينم کربلايت
که بينم گنبد و گلدسته هايت
نشينم گوشه اي از صحنت آقا
وَ بوسم من ضريح باصـفايت
من از جان و تو از جانان بگويي
من از خشکي ، تو از باران بگويي
گـذارم سر به روي پايت ارباب
من از درد و تو از درمان بگويي
کشي دست نوازش بر سر دل
زني مُهر جنون ، بر دفتر دل
مرا از اين قفس آزاد سازي
بگيري باز هم بال و پر دل
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۹/۲۹ ساعت ۳:۲۸ ب.ظ توسط ورزنه
|
شهید مطهری (ره) از واژه عدالت و ظلم، كه درباره انسان به كار می رود، چنین ترسیمی ارائه داده است: