
دوستان و معلمان گرامی ام دستان یکایک شما را میبوسم چرا که : اندیشه ام از شما سبز و آباد شده *** از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین *** غم رفته زجانم ودلم شاد شده
قبل از هر
چیز باید تشکر کنیم از دوستان و همراهان همیشگی این پایگاه که با همراهی خودموجب
دلگرمی اند و هم پیشنهادات ، نظرات و مطالبشان واقعا کارشناسی بوده و در برهه
های حساس
زمان دستگیر.قبل از اینکه به تحلیل تغییرات مدیریتی و عدم کارایی برخی از
عوامل در آموزش و
پرورش پرداخته شود جهات قابل برسی این اداره ی مهم شهر را بر خواهیم شمرد و در پایان سعی
خواهیم کرد موضوع تغییر را دنبال کرده و
کلیت تغییرات را تفسیر کنیم؛ چرا که تغییر شالوده ی
پیشرفت است اینجا سئوالی به
ذهن متبادر می شود و آن اینکه آیا تغییر فرایندی مثبت است یا
منفی؟نگرش به تغییر
در دنیای مدیریت، نگرشی سیستمی و مبتنی بر فرآیند است.
فرآیند از جایی
آغاز و در جایی پایان
میپذیرد. بنابراین میتوان گفت که فرآیند مدیریت تغییر، فرآیندی آگاهانه و
مبتنی
بر رویکردی تعریف شده می باشد.
1- طبقه بندی و جهات قابل برسی در این اداره :
1- 2- مدیریت در زمان مهدی علیزاده
2- 3- مکان اداره
3- 4- چینش نیروی انسانی در اداره و مدارس
4- 5- تغییر وجابه جایی مدارس و مدیریت های ناصحیح
در پاره ای از امور توسط کارشناسان اداره
5- 6- پیش قدم شدن در پیاده کردن سیستم 3-3-3-3
6- 7- جایگاه های بی محتوا در اداره و جوابگو
نبودن ارباب رجوع
7- 8- مدیرت در زمان حال
8-
9- تغییرات
دولت جدید در اداره
خوب
به یاد داریم زمانی را که حاج مهدی با حمایت مردم و برخی روحانیون سکان اداره را
به
دست گرفتند و مدیریت خود را آغاز کردند؛ مدیریتی که به تعبیر برخی برترین مدیریت
و به تعبیر
برخی دوران خفقان اداره ی ما بود یا به تعبیری دوران نورچشمی ها. از
جهاتی مدیر قوی بود و
در حل مسائل پیش رو موفق اما این موفقیت مرهون شخصیت وی
بود،دید جامعه ما به مدیر با
دیدی فراتر از دیدی که همه را میبیند، مینگرد واین ها همه مرهون شخصیت مدیر است
شخصیتی که از انقلاب تا به حال
در اذهان شکل گرفته و اعتماد به نفسی عجیب و شاید
کاذب را در مدیر به وجود
آورده است.این فراز و فرودها از مدیر فردی مصمم و تقریبا خود رای
ساخته و
همه ی این خصوصیات به کمک وی شتافته اند در نحوه ی مدیریت اداره.بیان وی
دموستنسی
(خطیبی توانا در یونان) و تاثیر گذار است. او با زبان شخص سخن میگوید، یا بهتر
بگویم به زبان مردم، در پاره ای موارد با شخص و جامعه همراه میشود و لی در کل کاری
را
انجام میدهد که خود در ذهن به آن می اندیشد؛ کسی جرات مخالفت ندارد چرا که امکان
دارد جایگاهش را از دست بدهد.
مکان
اداره تغییر میکند چرا که استدلال وی این است ؛ آموزش و پرورش چشم و چراغ شهر
است
و مکانی مثل دبستان شهید ترابی به هیچ وجه در خور شان ورزنه نیست و اداره باید در
برترین جایگاه از لحاظ مکانی قرار بگیرد ولی به قول دوستان هیچگاه هیچکدام
ازآقایان مسئول
جواب ندادندکه چرا وقتی بهترین مکان آموزشی شهر به تصرف اداره
درآمد بچه های مردم رابه
مکان قبلی اداره یعنی مدرسه شهیدترابی قدیم فرستادند جایی
که زمستانها سقفش چون
آسمان است و با زلزله نیم ریشتری هم باخاک یکسان خواهدشد.
ازوقتی که آقای علیزاده
زحمت کشیدند ودستور جابجایی اداره را دادند سریال دنباله
دار جابجایی مدارس و به تبع آن
سردرگمی خانواده ها ودانش آموزان شروعی بی پایان
پیدا کرد. (یوسفیان)
شروعی
که پایانش تقریبا ناپیداست؛ البته امیدواریم در این برهه ی حساس از زمان
با تغییرات
احتمالیکه در اداره رخ خواهد داد دوستان بتوانند
با همفکری و تلاش به رفع این معضلات
پرداخته و ازفراز و فرود های پیش رو به آرامی
عبور کنند.
نیروی
انسانی اداره و چینش آن : همچنان که با تغییر دولت ها تنها در کشور ما تمام پرسنل
وزارت خانه ها تا ادارجات میبایستی همسو با
دولت بوده و از خط مشی رییس دولت و آرمان
دولت تبعیت نمایند اداره ما نیز با تغییر رییس دست خوش تغییرات میشود،
دوستان یکی پس از
دیگری جایگزین می شوند. مدیر زیرکانه عمل میکند، با شناخت دقیقی
که از پرسنل آموزش و
پرورش دارد افرادی را در ذهن انتخاب میکند و در اولین فرصت از
آنان دعوت میکند.این افراد دقیقا
یا همسو با مدیرند ویا افرادی خاموش اند چرا که
ادامه ی مدیریت این دو شاخصه را میطلبد.
همسویی ، خاموشی.مدیریت هم یعنی این، افراد منتخب؛ رییس را به عنوان حاجی
میشناسند
و کاملا از وی تبعیت میکنند او را به عنوان رهبر قبول دارند. رییس نزد پرسنل
اداره؛
رهبر است نه رییس؛ شخصیتش نزد نیروی
انسانی جدید کاریزما و حرفش فصل الخطاب
است.همه شاگردان قدیم اویند.مثال این مورد را در گزیدن معاونین
به وضوح میتوان دریافت .
ابتدا مردی لایق و فروتن و در عین حال مطیع به نام حاج حسین
ابراهیمی،بعد از حاج حسین
فردی تقریبا نجیب و خاموش به نام اصغر توسلی، گزینش معاون دوم
باید با زیرکی خاصی صورت
گیرد چرا که مدیر به پایان راه رسیده و سکان هدایت اداره
به معاون وی خواهد رسید.معاون اگر
خاموش باشد در تصمیم گیری ها محتاج است به همه،
حتی به مدیر قبلی،از جهتی هم مدیر
قبلی مطرح باقی مانده و نام و آوازه اش بیش از
قبل شهره ی آفاق خواهد شد و دقیقا هم
اینچنین می شود.
چرا
؟ ؟ ؟
چرا
جامعه ما ، از دین و گذشتی که در دین مطرح شده کمتر بهره برده؟ چرا همه چیز در حد
شعار باقی مانده و اذهان را مشوش میکند،بی اعتماد میکند و از خود بی خود؟
تشریح موارد و اتفاقات کنونی؛ توضیح مختصر ی ازگذشته را میطلبید که به ناچار
بدان
پرداختیم اما چون سخن به درازا کشیده میشد از ادامه خوداری کردیم.
اما
اکنون : در جلسه ای که در تاریخ 92/5/5 در اداره به اتفاق امام جمعه ، بخشدار، و
عده ای
از اصلاحطلبان و عده ای به اصطلاح اصولگرا برگزار شد مواردی مورد بحث قرارگرفت که
پرداختن بدان خالی ازلطف
نیست.اولین بحث در مورد نیروی انسانی مورد نیاز مدارس است،به
نظر برخی عملکردسرپرست اداره ضعیف بوده که در سال تحصیلی پیش رو تعداد 19 نفر معلم
کم
داریم.
آخر چرا ؟ آزاد سازی ها با بی تدبیری بوده ؟ پیگیری ها اندک بوده ؟ و یا
کار را گذاشته اند برای
آخر سر ؟ بلاخره ما باید آستانه ی تحملمان را بالا ببریم فعلا قحط المعلمی در اداره رخ داده
که بیا وببین.آیا دوباره تراژدی سال 89 (ورود تازه واردان) تکرار میشود ؟ الله اعلم
گزارش ها حاکی از آن است که با پیاده کردن سیستم
جدید 3-3-3-3 با کمبود مکان آموزشی
نیز روبه رو هستیم.چینش مدارس چنان بی نظم و
غیر منطقی است که ذهن را دچار
سردرگمی میکند در یک جمله، ذهن از این همه بی نظمی
مفرط به تنگ می آید.در چینش
جدید مدارس یک دانش آموز باید دقیقا از جنوبی ترین
نقطه ی شهر به شمالی ترین نقطه تردد
نماید
یعنی از خیابان شهید میر احمدی تا مسکن مهر و بالعکس ، آقایان انصاف را چه شده ؟
مدیریت کجاست ؟ رییس کیست ؟ مسئول این همه بی تدبیری کسیت ؟ توسلی ؟ کلانتری ؟
احمدی ؟ میزایی ؟ دژبان ؟شاید هم حسن شهباز دستی میان دست ها داشته باشد آخر چه
کسی پاسخگوست ؟ اگر امکان پیاده کردن این طرح وجود ندارد چه اجباری است ؟ عرض
اندامتان را به زمانی دیگر موکول کنید.
بحث
مدرسه ترابی پیش می آید، بخشدار : من اجازه نمیدهم دانش آموزی وارد ترابی
شود
چون تجربه تلخی از گذشته دارم. بخشدار عرضه میدارد اداره را به ترابی منتقل
کنید .آقایان
سکوت اختیار میکنند، چرا ؟ چون سیاست
و تجربه ندارند اگر کمی هوشیار بودند تصمیمشان با
تصمیم بخشدار همسو میشد
باز چرا ؟ آخر چیزی نمانده تا تغییر ...
از
ثبت نام الکترونیکی دانش آموزان حرفی به میان می آید،حاج قدرت تقیان لب میگشاید و
شکایت میکند از اینترنت ، که چرا چینین است وچنان، چرا از ای دی اس ال استفاده
نمیکنیم ؟
وایرلس سرعت ندارد، مدیر ان مدارس ابتدایی اکثر پرونده ها را در منزل
ترتیب اثر داده اند، چرا
چرا و چرا ؟ ؟ ؟
اینجا
نیز دستی پشت پرده است ، او کیست ؟ در جلسه مطرح می شود اینترنت را شرکت
پرتو
ایثار پشتیبانی میکند،مدیر شرکت کیست ؟ مدیر همان رییس باهوش و فرصت طلب
خودمان است. وی سالانه ده ملیون تومان هزینه اینترنت از اداره ی آموزش و پرورش
دریافت
می کند تقریبا در هر ماه 8 ملیون ریال. لازم به ذکر است فضایی را که این شرکت در
اختیار آموزش و پرورش قرار داده قابل ملاحضه است، هر چند پشتیبانی از این فضا فوق العاده
ضعیف
است ولی در کل به نظر بنده ی حقیر از ای دی اس ال امتیازات برجسته تری نیز دارد و
کل
منطقه و روستاها را نیز پشتیبانی میکند، تخفیف قابل ملاحضه ای را نیز به اداره
داده ولی
در کل ضرری نداشته.قابل ذکر است در پاره ای از موارد وایرلس ساپرت
نمیشود، هم قطع و
وصلی اش در خور توجه بوده و هم پیگیری این موضوع ضعیف، چرا ؟ چون مدیریت این کار به
حسین علیزاده
واگذار شده انتظاری فراتر از این نیز واقعاٌ به دور از انصاف است چرا که .......
مسئول
فناوری آقای جواد احمدی پاسخ میدهد، اینترنت فعلی بهتر از ای دی اس ال
است و اگر ما از شرکت پرتو اینترنت نگیریم وی نیز روستاها را
پشتیبانی نخواهد کرد،محمد
حیدری نظر میدهد:
اختیار این کار را به مدیران مدارس
واگذار کنیم.این نیز بگذرد،به هر حال خروجی جلسه جز در دریافت
پتوی گلبافت هدیه، زیاد دلچسب برخی از دوستان نبوده
است که این نیز جای تاملش باقی است.
مدیریت
در زمان حال : رییس آموزش و پرورش با رایزنی هایی که برخی از آقایان با کامران
داشتند توسلی انتخاب میشود،توسلی سکان را به دست میگیرد ولی عملا مسئله مدیریت
همسو
شده با آیه ی شریفه وامرهم شورا بینهم، دستان نیمه پنهان خط مشی های اداره را
پیاده و اجرایی میکنند.اینها همه واقعیت های اجتماع کوچک ما هستند اگر در را
رویشان
نگشاییم از پنجره بیرون میپرند.چه دشوار و طاقت فرسا است کشیدن بار مبتدا و
خبر و فعل
وفاعل و آن همه بار و بنه های ضمیمه اش آن هم برای گفتن یک حرف؛ حرفی که
برای نزدنش
این همه حرف زدم و نوشتم تا بتوانم وجدانم را راضی کنم که بدان اشاره
نکنم.حالا میفهمم آه
چیست؛ جمله های سنگین و صف های طولانی عبارتهایند که اینچنین
در هم فشرده اند... آه
رییس
جان چگونه توصیفت کنم وقتی نیازی به وصف نداری ، چگونه نقدت کنم وقتی در مقابلم
با
کارشناسانی روبه هستم که دمادم در پیامهایشان تهدیدات را از سر میگیرند؟ چگونه این
همه
با کلمات بازی نکنم وقتی حس میکنم اگر نقدتان کنم خودم را نیز نقد کرده ام چرا
که من نیز
شاگرد معلمان بی نظم و بی تدبیری چون شما بوده ام معلمانی که سه روز مانده به پایان
ماه دمار از روزگار سایت http://salary.isfedu.ir در میآورند، چرا که در نظرشان
محتویات این وبگاه
بسیار ارجح تر از آموزش و دانش آموزان است.
کیفیت آموزشهایمان به
دور از نو آوری و خلاقیت است به خصوص در مقطع ابتدایی که برترین
ها و خلاقترین ها باید
تدریس کنند میبایستی از نزدیک ببینی و لمس کنید برخی از آموزش ها و
ارتباط آموزگار با دانش آموزان
را تا به کنه مطلب بنده دست یابید.
رییس
جان سال آخر خدمتت رسیده؛ جان خودت و جان دانش آموزان ما.
تغییرات
در حوزه اداره : نظر شخصی بنده؛ با توجه به شعار دولت جدید سیستم ها کمتر
دستخوش
تغییرات می شوند.اداره ی ما سال دیگر را نیز با توسلی سر میکند چون وی 1 سال
دیگر
بازنشت می شود و با خیال راحت تری میتواند اداره گاوداری صنعتی اش را دنبال نمایداما
اگر اصلاح طلبان در جلساتشان به نتیجه ای غیر از این برسند گزینه هایی مطرح اند
و گزینه
هایی که در آخرین جلسه مطرح بوده اند نیز کفایت لازم را دارند، چون اولا
سوابق خوبی دارند و
ثانیا به همریختن ، بی
نظمی ،تشویش، سردرگمی که نیازی به مدیر ندارد.
پیشنهادات
:
دوستان عزیزم،مخاطبین گرامی تکمیل این بخش را به شما میسپارم چرا که سخنم به درازا
کشید و دنبال کردن سخن طولانی نیز از جانب مخاطب ملال آور است.
پیشنهادی کلی را برای معلمان گرامی ام دارم و آن اینکه :شما را به عزیزترین هایتان برای این
نسل کاری بکنید،برای او خوراک فکری تازه ای فراهم کنید،برای حرف زدن با او، شناساندن
اسلام واخلاق و فرهنگ وایمان زبان تازه ای بیافرینید.شما را به خدا جوششی نو ونیرومند
بیافرینید وگرنه این ایمان و این مذهب به فردا نخواهد رسید....
اعتراض نظرات حاوی توهین را منتشر نخواهد کرد، سعی کنیم توصیه های راهبری ارئه دهیم
در راستای بهبود تغییرات. والسلام علی من اتبع الهدی