اربعین
«از پا حسین افتاد وما برپای بودیم --------- زینب اسیری رفت و ما برجای بودیم»
سلام بر گیسویی که زهرا شانه کرد و کوفیان، شکستند حرمتش را؛
سلام بر لب و دندانی که بوسه گاه گرامیترین خلق خدا بود و جایگاه خیزران آن یزیدی؛
سلام خداوند بر صوت قرآنی که چهل روز است زینب آن را نشنیده.
و سلام فرشتگان بر قلبی که سرشار است از عشق حسین
خون، آتش، زنجیر، طاول، خرابه، طشت، خیزران، اسارت،
و زینب. . .
اینها در اربعین برای شیعه معنای دیگری دارند و هرکدام حکایتی از جنس سنگ و
بلور،و قصه ای پر غصه، به تلخی شوکران.
از مدینه تا کربلا،
واز آنجا تا شام،
راهی است، به بلندای دل تا دیدۀ شیعه،
و اکنون این فرات است که درحسرت لب حسین از عطشی جانفرسا می میرد
و تا قیامت سرافکنده!

+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۹/۲۷ ساعت ۹:۴۵ ب.ظ توسط ورزنه
|

شهید مطهری (ره) از واژه عدالت و ظلم، كه درباره انسان به كار می رود، چنین ترسیمی ارائه داده است: