از فرادست
از فرادست،
زوزة تندبادی میرسد
و شلاق قساوت نثار میکند بر پیکر خوبیها!
فضا تاراج زده و آلوده است!
و سموم تیرهبختی چشم و دل را آلودهست،
سخت است تنفس،
در دنیایی که اکابرش جز تکبر در چنته ندارند و اخترانش جز تبختر ...
در زنخدان تنهایی و روزگار دوگانگیها و دو رنگیها، که سوسوی امید به محاقِ
ناامیدی مینشیند
گاه زقّوم زندگی آنقدر میفشرد نبض حیات را،
که طعم سلسبیل زندگی، شوکرانی میشود در گلو
روزگار عجیبی است نازنین . . .
روزگار عجیبی است!!!
زوزة تندبادی میرسد
و شلاق قساوت نثار میکند بر پیکر خوبیها!
فضا تاراج زده و آلوده است!
و سموم تیرهبختی چشم و دل را آلودهست،
سخت است تنفس،
در دنیایی که اکابرش جز تکبر در چنته ندارند و اخترانش جز تبختر ...
در زنخدان تنهایی و روزگار دوگانگیها و دو رنگیها، که سوسوی امید به محاقِ
ناامیدی مینشیند
گاه زقّوم زندگی آنقدر میفشرد نبض حیات را،
که طعم سلسبیل زندگی، شوکرانی میشود در گلو
روزگار عجیبی است نازنین . . .
روزگار عجیبی است!!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۹/۲۵ ساعت ۷:۳ ب.ظ توسط ورزنه
|


شهید مطهری (ره) از واژه عدالت و ظلم، كه درباره انسان به كار می رود، چنین ترسیمی ارائه داده است: