یه حرف ساده
. او لغو را بیهودگی و دوری از یاد الهی می دانست و می دانست که ما در دنیای مجازی پنداشته شده مان چقدر با لغو و بیهودگی دست و پنجه نرم می کنیم و چقدر حرف بیهوده و لغو می زنیم و چقدر حرف بیهوده و لغو می شنویم و چقدر بیهوده و لغو می بینیم و چقدر لغو و بیهوده نفس می کشیم
آنکه گفت از گناه بپرهیزید می گفت از همه گناهان بپرهیزید . او گناه را فقط در تماشای صحنه ای شهوت آلود خلاصه نکرده بود . او غیبت کردن و غیبت شنیدن را گناهی عظیم و نابخشودنی می دانست . و میدانست که در دنیایی که ما مجازی اش خوانده ایم چقدر غیبت بر زبان آورده میشود و چقدر غیبت شنیده میشود . او آبروی انسان ها را ناموس خود میدانست و میدانست که در دنیای مجازی ما چقدر به ناموس الهی تعرض خواهد شد . او بر زبان آوردن و نشر آنچه نمیدانیم را گناه میدانست و میدانست در دنیای مجازی پنداشته ما چه حرفها که ما میان هزاران و بیشتر نفر اشاعه میدهیم بی آنکه از راست و دروغش پرس و جو کرده باشیم .
آنکه خود را ستار میدانست و پرده برداشتن از لغزش های دیگران را تعرض به ستاریت و پرده پوشی خودش میدانست ، میدانست که در دنیای مجازی ما چه آبروهای عزیزی که بر زمین ریخته خواهد شد و چه حریم های محترمی که شکسته خواهد شد و چه خبط هایی که میبایست نادیده گرفته میشدند اما در دنیای مجازی ما جار زده میشدند و چه کوس های رسوایی کسان که فریاد برداشته میشدند . آنکه گفت همدیگر را به تقوای الهی فرا بخوانید میدانست که روزگاری در دنیای مجازی ما دعوت به گناه یک فضیلت پنداشته می شود.
آنکه گفت مباد که گناه در نظرتان کوچک جلوه کند دلش برای دنیایی میتپید که گناهان در آن کوچک جلوه میکردند و ما به بهانه مجازی بودنش انبوه گناهانی که با آنها دست و پنجه نرم میکردیم را به هیچ میگرفتیم . و آنکه گفت مبادا گناه برایتان عادی جلوه کند دلش برای روزگاری میتپید که دل ما برای دوری از گناه نمیتپید . او ساحتی را میدید که ما از شدت رواج و معمولی بودن گناه از اساس در گناه بودن گناه شک کنیم و به آن خو بگیریم و عادت کنیم.
آنکه گفت حقیقت و مجاز ، حقیقت دیگری جز آنچه ما میپنداریم را قصد کرده بود و مجاز دیگری غیر آنچه ما مجاز میپنداریم . حقیقتِ حقیقت از نگاه او آن یکی بود که یکی بود و هیچ نبود جز او ، وحده لا اله الا هو . جز وجه ذوالجلال او بود که نبود و مجاز بود . بعدها بود که مجازی ها برای خود حقیقتی قائل شدند . دنیایشان را جدی گرفتند و همان دنیای مجازی را به حقیقی و مجازی تقسیم کردند . خورشید را به فراموشی سپردند و برای سایه ها اصالت قائل شدند و ما فریب واژه ها و سایه ها را خوردیم . دنیای حقیقی دنیای خورشید او بود و دنیای مجازی عالم سایه های وهم آلود ما . آنکه میگفت از کویر مجاز به خنکای حقیقت کوچ کنید از هجرت الی الله میگفت که انی مهاجر الی ربی انه هو العزیز الحکیم
شهید مطهری (ره) از واژه عدالت و ظلم، كه درباره انسان به كار می رود، چنین ترسیمی ارائه داده است: