دوستان و همراهان اعتراضی سلام


شاید این روزها وقتی به وبلاگ خودتون سر میزنید با خودتون گفته باشین چرا اعتراضی ها ساکت شدن  و مطلب منتقدانه نمیزارن؟

جواب این سوال زیاد هم سخت نیست ما هم مثل شما و همه مردم ایران این روزها شادیم . شادیم چون ظریفمان تونس با ظرافتش به غربی ها بفهمونه ما میتوانیم یعنی چه؟

شادیم چون دیگه همگان باور دارن انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

شادیم چون قرار نیست به دلیل اینکه ما توان انجام کارهای بزرگ را داریم تحریم باشیم.

شادیم به هزار و یک دلیل دیگه که ...............

اما دوستان من نیومدم از پیشرفت های اخیر کشورمون ، که میدونم همگی بهتر از من خبر دارید حرف بزنم .

اومدم بگم تو شهر و بخش ما هم از این اتفاقات میوفته ولی ما بی خبریم !!!

از چی بی خبریم؟!!

از همه چی مگه نمیدونید تو بخشمون میخواد چه اتفاقی بیفته ، جدی نمی دونید ، خب بزار بگم تا بدونید!!!

 انگار قرار ما ورزنه ای ها هم از قافله عقب نمونیم برای رفع مشکلاتمون گام برداریم اونم نه گام های کوچیک مثل غنی کردن اورانیوم و از این حرفای بچه گونه ها!!! نه!!!

ما قراره یک کار خیلی بزرگ انجام بدیم ؟!!

ای بابا چه کاری هنوز به گوشت نخورده ؟!!

باشه پس خوب گوش کن.

امروز داشتم با یکی از دوستان تو استانداری صحبت میکردم که خبر خوشی رو بهم داد البته یکم اولش می خندید ولی خب چاره چیه این دوست ما هم خوش اخلاق و ازخبرهای این روزها شاده ..... شایدم......!!!

چی میگفت؟

میگفت انگار یه جلسه ای روز گذشته تو بخشداری تشکیل شده و عده ای از متفکرین بخش که همه جایی هم الحمدالله هستن دور هم جمع شدن و پیشنهادهای جالبی دادن!!!

بزرگترین پیشنهادشون که مورد توجه مسئولین استانی هم قرار گرفته!!!

  تولید جارو بوده!!!

آره  جارو چه مشکلی داره جارو درست میکنیم!!!! نخند عزیز من

البته فقط جارو نیستا آخه شاید بعضی ها هم باشن مثل من و امثال من که علم اینکار و نداشته باشن ،  ما ها باید یک پله بیایم پایین تر و نباید توقع داشته باشیم مثل بقیه بهمون نگاه بشه ، ما بهتره بریم تخم مرغ بومی یا بز پرورش بدیم.  البته مغزهای متفکر ما فکر زنامون رو هم کردن و گفتن اونا هم اگه نتونستن کارهای سخت مردونه بکنن به همون بافتن قالی و قالیچه بسنده کنن یا برن نون بپزن جهت صادرات !!!

بازم که نیشت بازه میگم نخند.

میدونی این کار میتونه اقتصاد چین رو هم فلج کنه!!!

البته تا جایی که من حقیر اطلاع دارم دوستان شورامون هم توجلسه حضور داشتن و از اونجایی که خیلی همدیگه رو دوست دارن و با هم تو مشورت گرفتن و مشورت دادن مچ هستن با فاصله صد متر از هم دیگه نسشته بودن و به تفکرات ماورایی دیگر متفکرین گوش میدادن!!!

یه چیزی یادم رفت بگم مثل اینکه یکی از دوستان منتقد ما هم که خیلی از دوستان باهاش آشنایی دارن هم تو جلسه حضور داشته و یه طورایی میشه گفت خیلی تعریف و تمجید از این آقایون کرده!!!

کجا؟ اینجا؟ ...  نه یه جا دیگه که خیلی هم دور نیس...!!!

دوستان ما هم مثل شما خوشحالیم پس زیاد هم منتظر مقالات انتقادی نباشید چون دیگه قراره چرخ های اقتصاد شهرمون به حرکت بیفته و به قول یکی از دوستان برگردیم به اون روزها که به اینجا میگفتن کویت!!!!!

خب دوستان یک خواهش هم در آخر از همه شما دارم و اونم اینکه یک وقت حرفی از این جلسه و اتفاقاتش به بیرون درز نکنه چون از قدیم گفتن دیوار موش داره و موشم گوش و ممکنه این تفکراتمون رو بدزدن و جای دیگه ای اجراش کنن و ما بازم سرمون بمونه بی کلاه !!!

منم زیاد دیگه حرف نمیزنم چون میخوام به حرف رئیس جلسه گوش بدم و نزارم احساسات شما دستخوش عده ای فرصت طلب قرار بگیره !!!

منتظر خبرهای خوش بعدی ما در این زمینه باشید....!!!!