اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ. خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد، و تويى ياور و شكوه بسوى تو است و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است، خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام و منزلتشان را به ما شناساندى، به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند چشم بر هم زدن يا نزديكتر؛ اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من، اى سرور ما اى صاحب الزمان فرياد فرياد فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا، همين ساعت همين ساعت هم اكنون، زود زود زود؛ اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق محمد و آل پاكيزه اش.
کمک به بیماران

شهدای ورزنه

تقویم روزانه
درباره ما
دوستان
امكانات جانبي
امكانات جانبي

***

لینکستان
آمار نگین شرق
 
برخی همیشه و در هر زمانی حرفی برای گفتن دارند.




:: موضوعات مرتبط: عمومی
:: برچسب‌ها: حرف های دل من
ن : ورزنه
ت : 92/07/09
س : 5:39

دوستان و همراهان گرامی سلام

امروز با توجه به صحبت هایی که در چند روز اخیر بوجود آمده و در قسمت نظرات خیلی ها حرفهایی می زنند و حرف دیگران را به انتقاد می گیرند و بعضی حرف ها را تهمت می دانند و بعضی حرفهایی می زنند که آن را منصفانه می دانند ، برآن شدم مقاله ای در این خصوص بنویسم و آن را به سمع و نظر دوستان برسانم.

 اگر جزء آنهایی هستیم که راه فهمیدن را انتخاب نموده ایم پس نسبت به وضع موجود جامعه باید موضع داشته باشیم و همواره به دنبال بهتر شدن اوضاع و احوال شهرمان باشیم، لذا اینجاست که مسئله نقد منصفانه عملکردها پیش می آید، یعنی همان چیزی که مورد تأکید رهبری، مدنظر امام راحل (ره) و سیره و روش اسلام است و هر کس مسئول می شود ، باید ظرفیت آن را داشته باشد و خود را آماده هر نوع انتقادی نماید. نقد منصفانه آن است که در کنار دیدن ضعف ها و مشکلات ، نقاط قوت هم دیده شود و اگر امکان داشته باشد، پیشنهاد اصلاح نیز داده شود.

مسئله مهم دیگر آن است که ضعف را به عامل آن، انسان ارجاع دهد نه اینکه چون با فلانی مشکل دارد هر کاری را به وی منصوب نماید. انتقاد از عملکرد مسئولان باید بدون ترس و لرز باشد و اگر روش و اخلاق کسی طوری است که مردم جرأت نمی کنند به درستی با او حرف بزنند، مطمئنا باید فکری به حال خود بکند، زیرا او آن مدیر علوی مدّنظر انقلاب نیست.

انتقاد نباید همراه با کینه و غرض شخصی باشد، یعنی حالا چون ما با فلانی بد شده ایم پس باید انتقاد به کارش کنیم، ولی زمانی که با او خوب هستیم هیچ عیب و نقص او را نبینیم.

نقد باید بین خود و خدا، قربة الی الله باشد با هدف خیرخواهی.

عملکرد مدیران و مسئولان جزء ، مطمئنا جدای از سیره و روش سران نظام است و به دلایل متعدد مانند گستردگی کارها، بر همه عملکرد ها نظارت نمی شود. از این رو هر کس را با هر کارنامه ای باید در جایگاه خودش دید و میزان را در هر کس حال فعلی او دانست.

دوستان رهبر معظم انقلاب در جواب جوانی که در سال 88 در جمع نخبگان از ایشان پرسیدند چرا رهبری نقد نمی شود؟




:: موضوعات مرتبط: عمومی
:: برچسب‌ها: حرف های دل من
ن : طباطبایی
ت : 92/06/02
س : 23:47

بسم الله الر حمن الر حیم

 

دست به قلم شدم تا بنویسم اما واقعا دستم به قلم نمیرود و پرده ی افکارم گسسته شده . به نظر من هر مو جودی در طبیعت آن چنان است که باید باشد و تنها انسان است که هرگز آنچنان که باید باشد نیست.آدمی هر چه روح میگیرد و هر چه از آنکه هست فاصله می یابد، از آنکه باید باشد نیز دور تر میشود.من بر آن نیستم که در اینجا به شیوه ی فضلا سخن بگویم بلکه میخواهم با شما و به خصوص با دوست صمیمی ام که ایمانش نسبت به  من همواره بیشتر از بهای خودم است بگویم. دوست و دوستان خوبم ، مجید ، رضایی ، حسین ، اصغر، رهگذر و همه و همه ، تنها صفتی را که برای خودم می پسندیدم (صمیمیت وصداقت) است و اگر هم کم دارم لااقل آنرا سخت دوست داشته ام که عزیزترین حالتی است که یک انسان میتواند داشته باشد. بیتابی های من ،تناقض های من، همه زاده ی پریشانی هایی است که علتش را نیافته ام ، شاید درد کم دانی ونادانی است که مرا اینچنین از خود بیخود کرده است. دوستان من ضرورت گاه ترجیح بلا مراجح را ایجاب میکند،هنگامی که سیل هجوم می آورد و یا حریق در شهر میافتد وظیفه ی همه مشخص است،آنگاه که گرسنگی بیداد میکند از مائده های روحی سخن گفتن خیانت است نه تنها بر زندگی مادی که به معنویت روحانی نیز هم.

برای دیدن برخی رنگ ها و فهمیدن برخی حرفها از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست  باید از آنجا که همیشه هستیم برخیزیم.آدمی به خصوص بنده ی حقیر در موقعیت های گوناگون ،برداشت های گوناگونی داشته ام،لا جرم نگاهی دیگر و زبان یدیگر گرفته ام و شاید عجولانه تصمیم گرفته ام و شاید برداشت ها و نظرات دوستانم مرا منتج کرده به برداشتی غلط از شناسایی برخی از دوستانم.

به هر حال بنده از اینکه با همه ی این برخوردها روبه رو بوده ام تا به حال به کسی جسارت نکرده و نخواهم کرد و اگر بدبینی خاصی نسبت به شخصی در من ایجاد شده بود نتیجه گیری شخصی ام نبوده ، وحال نوشتن را انتخاب کرده ام چون نوشتن برای فراموش کردن است نه به یاد آوردن.

روی سخنم با دوستی است که از پیام خصوصی اش خجالت زده شده و اکنون  در زیر سنگینی دنیایی از شرم،شرم از تهی دستی خویش آمده ام  و از او تمنای پذیرش عذرم را دارم.

و حال در اوج پرواز مرکبم ایستاد و چون بهرام گور خودمان به باتلاقی افتادم به پهناوری عدم ، از آتش مذاب.




:: موضوعات مرتبط: عمومی، اجتماعی و فرهنگی
:: برچسب‌ها: حرف های دل من
ن : ورزنه
ت : 92/03/27
س : 10:0
 
امكانات جانبي

شهدای شرق

موضوعات
آخرین مطالب
برچسب ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
تماس با ما
کلام بزرگان
امكانات جانبي
هوای شهر
عملکرد وب